دسته: نگاه عکاسان

روایتِ یک عکاسِ ناتمام

ویویان-مایر-نقش-اول

 

آن زمان که جان مالوف یک جعبه ۳۰ هزارتایی نگاتیو را در یک مزایده برنده شد، شاید هیچ گاه فکرش را نمی‌کرد که این نگاتیو‌ها او را به دنیای ناشناخته زنی تودار راهنمایی کنند که روزی آثار درخشان‌اش در عکاسی مایهٔ شگفتی بسیاری از عکاسان زمان حاضر بشود.

جان مالوف که برای پروژه کتاب در دست انتشارش نیاز به عکس‌های تاریخی داشت بدون آن که بداند پایش را در کفش چه عکاس بی‌نظیری کرده، صاحب یک جعبه نگاتیو شد و پس از آن که دریافت آن نگاتیو‌ها مربوط به عکس‌های خیابانی‌اند، آن‌ها را به کناری انداخت. دوسال نگاتیوها در گوشه‌‌ٔ کمد خانه‌اش خاک خوردند و پس از آن‌که به عکاسی علاقه‌ٔ بیشتری پیدا کرد، سرانجام  تصمیم گرفت نگاهی به آن‌ها بیاندازد. او آن‌ها را در یک وبلاگ منتشر کرد و با بازخوردی باورنکردنی از سوی مخاطبان مواجه شد.

همین امر سبب شد او به نگاتیوها جدی‌تر فکر کند و به دنبال عکاس‌ آن‌ها بگردد. در بررسی دوباره او توانست نشانی از عکاس پیدا کند اما دیگر دیر شده بود چون زمانی که نام و نشانش را در گوگل جست‌وجو کرد متوجه شد عکاس آن عکس‌ها سه روز پیش فوت کرده است؛ ویویان مایر عکاس گمنامی بود که با شهرت تنها سه روز فاصله داشت.

کنجکاوی جان مالوف بیش از آن بود که بخواهد به یک نام و تعدادی نگاتیو بسنده کند. او می‌خواست از عکاسی که آثارش همگان را به وجد آورده بود بیشتر بداند، و مهمترین سؤالش این بود: ویویان مایر چه کسی بود و چرا با وجود چنین عکس‌های درخشانی تا امروز ناشناخته مانده است؟

پاسخ  به این سؤال یک مستند شصت دقیقه‌ای شد با عنوان: «در جست وجوی‌ ویویان مایر» (این مستند را می‌توانید از این لینک دانلود کنید.)

جان مالوف در این مستند به زندگی زنی می‌پردازد که برای پرداختن به عکاسی خیابانی تصمیم گرفته بود پرستار بچه شود تا از این طریق هم نگران خوراک و مسکن‌اش نباشد و هم بتواند حین گردش‌های روزانه برای بچه‌ها فرصتی برای عکاسی داشته باشد.

زنی که درون‌گرایی و انزوایش مانع از این می شد که دیگران بتوانند عکس‌هایش را ببینند یا آن‌ها را بخرند. البته فقر و تنگدستی‌ او هم عامل دیگری بود که سبب می‌شد نتواند عکس‌هایش را چاپ کند. به گمان بسیاری از افرادی که او را می‌شناختند یا کسانی که او در کودکی از آن‌ها مراقبت کرده است، ویویان مایر برای حریم شخصی‌اش ارزش بسیاری قائل بوده و هیچ کس نمی‌توانسته به آن راه پیدا کند. او هیچ‌گاه ازدواج نکرد و هیچ‌گاه عاشق نشد. برخی از آن‌ها می‌گویند او نسبت به مردان نگاه بدبینانه‌ای داشت و البته می‌توان این نگاه را تا حدی در عکس‌های او مشاهده کرد.

در عکس‌های ویویان مایر انسان‌ها نقش محوری دارند. او از دوربین رولی فلکس برای عکاسی استفاده می‌کرد و به همین دلیل می‌توانست به راحتی به انسان‌ها نزدیک شود و از آن‌ها عکس بگیرد بدون آن‌که آن‌ها متوجه شوند. چراکه برای عکاسی با این دوربین لازم است که عکاس از بالا به منظره‌یاب نگاه کند و نیازی نیست که دوربین را مقابل چشمان خود بگیرد. در بسیاری از عکس‌های او افراد به دوربین نگاه نمی‌کنند و زاویه دید عکس‌ها از پایین به بالا است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که در برخی عکس‌های او یک احساس طنز نهفته است.

با وجود آن که جان مالوف هم‌اکنون بیش از صد هزار نگاتیو از ویویان مایر در اختیار دارد و نمایشگا‌های متعددی از عکس‌های او در کشور‌های مختلف برگزار شده و دو کتاب عکس از او منتشر کرده باز هم رازهای زیادی از زندگی ویویان مایر و آثارش بر ما پوشیده مانده است. برای مثال ویویان مایر چگونه عکاسی را آموخت؟ چگونه کسی که در این زمینه هیچ آموزش رسمی ندیده است می‌تواند چنین کارهای فوق‌العاده‌ای در عکاسی خیابانی بیافریند؟ آیا نگاه تیزبین او صرفاً از غریزه و شهود ذاتی‌اش نشئت می‌گیرد؟

به گمانم اگر اکنون ویویان مایر زنده بود، حرف‌های بسیار زیادی در زمینهٔ عکاسی خیابانی برای گفتن داشت اما تنها او نیست که دچار چنین سرنوشتی می‌شود. ون گوگِ نقاش را هم می‌توان جزء چنین هنرمندانی به شمار آورد. هنرمندانی که کارشان ناتمام مانده و آوازه‌شان پس از مرگ در شهر پیچیده و تنها ردپایی از زندگی پر فراز و نشیب‌شان برایمان باقی مانده است.

 

پینوشت: آدرس وب‌سایت ویویان مایر که جان مالوف آن را راه‌اندازی کرده است: لینک

برخی از عکس‌های ویویان مایر را باهم می‌بینیم:

 

ویویان-مایر-۱

 

ویویان-مایر-۲

 

ویویان-مایر-۳

 

ویویان-مایر-۴

 

ویویان-مایر-۵

 

ویویان-مایر-۶

 

ویویان-مایر-۷

 

ویویان-مایر-۸

 

ویویان-مایر-۹

 

ویویان-مایر-۱۱

 

ویویان-مایر-۱۲

 

 

نگاه انتقادی نیوشا توکلیان در تعطیلات شمال

 

نیوشا توکلیان

 

عموماً زن و نوع تعامل او با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، یکی از دغدغه‌های اصلی عکاسان زن است. بسیاری از عکاسان خانم با مستندنگاری های خود به بررسی زندگی اجتماعی هم‌جنس‌های خود می‌پردازند؛ گاهی آرمان‌های خود را در عکس‌هایشان به تصویر در می‌آورند و گاهی هم لنزشان را به سمت مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌برند که در جامعه برای هم‌جنس‌هایشان وجود دارد و با نگاهی انتقادی وضعیت موجود را نقد می‌کنند.

گویی رسالت عکاسی برای عکاسان زن، رنگ و بوی دیگری دارد. چه اینکه از همان اوایل تاریخ عکاسی جهان، محدودیت های اعمال شده در عکاسی کردن و دوربین به دست گرفتن برای خانم‌ها وجود داشته است. گواهش را می‌توان در عکس‌هایی یافت که گردا تارو در سال ۱۹۳۶ ثبت کرد، اما به دلیل شرایط عکاسی آن زمان، آن‌ها را به نام دوست پسرش ، رابرت کاپا، در نشریه‌های اروپایی منتشر کرد. (+)

بنابراین بی‌ربط نیست چنین مشکلاتی که اغلب با شدت و حدت بیشتر یا کمتر در هر جامعه‌ای یافت می‌شود، سوژه چشمان تیزبین عکاسان زن باشد.

نیوشا توکلیان هم از جمله عکاسان خبره و برجسته‌ایست که در این زمینه فعال ظاهر شده است. اگر چه او به گفتهٔ خودش سعی دارد از قضاوت‌ها دوری کند و داستان‌گو باشد (+) اما می‌توان نگاه نقدگرایانهٔ او نسبت به مقولهٔ زن را در بسیاری از مجموعه‌هایش مشاهده کرد.

او از سن ۱۶ سالگی وارد دنیای عکاسی شد و هم اکنون به عنوان عکاس خبری و مستند فعالیت می‌کند. بارها جوایز متعددی را کسب کرده و گالری‌هایش در بسیاری از کشورها برپا شده است. نکتهٔ قابل توجه آن‌که او هم‌اکنون به عنوان یکی از اعضای آژانس عکس مگنوم  (بزرگترین آژانس عکس خبری جهان) فعالیت می‌کند.

به واسطهٔ یکی از عکس‌های مجموعهٔ تعطیلات شمال (Caspian Holiday) که در صفحه اینستاگرام نشنال جئوگرافیک منتشر شده بود با کارهای او آشنا شدم و نگاه زیبا و در عین حال تیز و برنده‌اش مرا میخکوب کرد.

تصمیم گرفتم چند عکس از این مجموعه را برای شما به اشتراک بگذارم. نیوشا توکلیان با آن‌که یک عکاس خبری است اما نگاه زیبایی‌شناسانه‌اش و توجه ویژه‌اش به رنگ‌ها و المان‌های بصری و حالات سوژه‌ها سبب می‌شود که در همان وهلهٔ اول عکس به دل مخاطب بنشیند. بعد از آن کمی که دقت می‌کنیم می‌توانیم در ‌آن‌ها نوعی سرخوشی و لذت را در چهرهٔ افراد ببینیم که احتمالاً همه‌مان آن‌ را تجربه کردیم، با این وجود نگاه اعتراض‌آمیز نیوشا توکلیان به پوشش بانوان در یک تعطیلات تابستانی در این عکس‌ها کاملاً مشهود است. به همین علت نه تنها نگاه صمیمانهٔ افراد ما را به سوژه‌ها نزدیک می‌کند و لبخند را بر چهره‌مان می‌نشاند بلکه می‌توان نوعی دغدغه و درد مشترک را هم‌زمان دریافت کرد و همین امر بر احساس همدلی مخاطب با سوژه می‌افزاید.

مجموعه عکس تعطیلات شمال ۳۱ عکس دارد که من برخی از آن‌ها را انتخاب کردم، برای مشاهدهٔ کامل عکس‌ها در سایز اصلی به  سایت مگنوم مراجعه کنید.

 

نیوشا توکلیان- تعطیلات شمال ۱

 

نیوشا توکلیان-تعطیلات شمال ۲

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۴

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۶

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۳

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۷

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۸

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۹

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۱۰

 

نیوشا توکلیان - تعطیلات شمال ۱۱

 

 

در پیچ و خم عکس‌های ادوارد وستون

 

ادوارد-وستون-نقش-اول

 

عکاسی شاید از معدود هنرهایی باشد که هر شخص به فراخور سلیقه و دغدغه‌ و نگاهی که به زندگی‌ دارد از آن بهره می‌گیرد. فتوژورنالیست‌هایی که عکس را ابزاری برای به تصویر درآوردن وقایع جهان می‌دانند تا عکاسان مستند که با عکس داستان می‌سرایند و عکاسانی نظیر ادوارد وستون که عکس را به مثابهٔ یک هنر متعالی در نظر دارند.

ادوارد وستون که در سال ۱۸۸۶ در شیکاگو زاده شد، در ۴۵ سالگی‌اش توانست به عنوان یک عکاس سرشناس و برجسته در دنیای عکاسی اسم و رسمی بر هم زند. هنرمندی که با نور و فرم آن‌چه را که در ذهن داشت خلق می‌کرد. او اجسامی که در اطرافمان قرار دارد و  به راحتی از کنارشان رد می‌شویم را به گونه‌ای سحرآمیز به ما نشان می‌دهد. جادو گری که با جادوی نور یک فلفل را همچون یک مجسمهٔ‌ زیبا می نمایاند. کمتر کسی است که عکس فلفل ادوارد وستون را در وهلهٔ اول یک پیکرهٔ ظریف نداند و بعد از اینکه متوجه شود این پیکره تنها یک فلفل است انگشت به دهان نمانده باشد و خالقش را تحسین نکرده باشد.

ادوارد وستون با قاب‌بندی‌های بی‌نظیر، پس‌زمینه‌ٔ سیاه و با دانشی که در نورپردازی دارد و صد البته چشمان تیزبینش مدام در جست‌وجوی اجسام و اشیایی است که بتواند با دوربینش روح را در آن‌ها بدمد. زاویه دیدی که از یک تنهٔ درخت برمی‌گزیند همچون اندام یک زن زیبارو توجه بیننده را به خود جلب می‌کند. عکس صدف او نیز همین‌‌گونه است. در مقابل عکس‌هایی که از پیچ و تاب اندام ظریف یک زن در پس زمینهٔ جنگل و درختان برمی‌گزیند این فکر را در ذهنمان می‌آورد که گویی رابطه‌ای نامرئی بین این دو سوژه وجود دارد. وستون از طبیعت به زن و از زن به طبیعت نقب می‌زند و با این کار در پی نشان دادن نوع نگاهش و اندیشه‌اش نسبت به این دو مقوله است.

با توجه به مطلبی که دربارهٔ انواع عکس نوشته بودم، عکس‌های ادوارد وستون را می‌توان از لحاظ زیبایی‌شناسی ارزیابی کرد. چراکه ادوارد وستون در عکس‌هایش زیبایی را می‌سنجد و عیار آن را نزد چشمان بیننده بالا می‌برد. البته این نوع نگاه در زمان خود با انتقاد نیز همراه بوده است، چنان‌که هنری کارتیه برسون فتوژورنالیست چیره‌دست اذعان داشته که: «دنیا دارد از هم می‌پاشد آن وقت وستون از صخره عکس می‌گیرد.»(+) چنین نگاه هایی از دیرباز در جامعهٔ عکاسی وجود داشته و هم‌چنان نیز وجود دارد (دربارهٔ عباس کیارستمی هم چنین حرف‌هایی زده می‌شد) و شاید این سؤال را در ذهن ما بیاورد که به واقع رسالت عکاسی چیست. شاید در این مورد بعدها بیشتر بنویسم. مهم آن است که ادوارد وستون چنان با دوربینش تردستی می‌کند که نمی‌توان او را در دنیای عکاسی نادیده انگاشت.

در ادامه چند عکس از عکس‌های او می‌گذارم. اگر علاقه‌مند بودید عکس‌هایی که او از زن گرفته بیشتر ببینید به سایت artnet مراجعه کنید.

 

ادوارد-وستون-۱

 

ادوارد-وستون-۲

 

ادوارد-وستون۳

 

ادوارد-وستون-۵

 

ادوارد-وستون-۶

 

چرا باید مجموعه عکس ببینیم؟

 

بسیاری از عکاسان سال‌های متمادی را برای ایجاد یک مجموعه عکس وقت صرف می‌کنند و در نهایت بهترین آن‌ها را انتخاب می‌کنند. همین امر می‌تواند گواه محکمی باشد برای اینکه دیدن مجموعه عکس‌ها را مهم قلمداد کنیم.

اما در این نوشته می‌خواهم دلایل دیگری را برای دیدن مجموعه عکس ارائه کنم.

با سیر داستانی عکس ها آشنا می‌شویم

گاهی عکاسان یک موضوع را مطرح می‌کنند و در قالب یک مجموعه عکس سعی می کنند یک سیرِ داستانی از آن درست کنند. به همین دلیل دیدن و دنبال کردن آن‌ها می‌تواند به ما یاد دهد که چگونه با عکس‌ها قصه گویی کنیم.

نگاه شخصی عکاس را می‌شناسیم

در قالب مجموعه عکس‌ها می‌توان نگاه شخصی عکاس را شناخت. نوع ترکیب‌بندی، زوایا و نورسنجی که به کار می‌برد و همچنین نگاه عکاس به موضوع مورد نظر و چگونگی به تصویر آوردنِ آن، از مواردی است که در مجموعه عکس‌ها به وضوح قابل مشاهده است.

شناختِ مصداق‌ها و مثال‌ها

با دیدن مجموعه عکس‌ها می‌توانیم مصداق‌هایی که عکاس برای نشان دادن موضوع یا اندیشه یا مفاهیمی که برگزیده است را بشناسیم. با توجه به موضوعی که عکاس انتخاب کرده است، برخی از این موضوعات در دنیای بیرونی ظاهر شده اند و عکاس آن‌ها را یافته و ثبت کرده است. در مواردی هم ممکن است عکاس از مثال‌هایی که در ذهنش شکل گرفته استفاده کند و با صحنه پردازی‌های خلاقانه مصداق‌های متفاوتی برای عکس‌ برگزیند. شادی قدیریان یکی از عکاسانی است که در مورد دوم مجموعه عکس های خوبی ایجاد کرده است. می‌توانید مطلبی که درباره او نوشته‌ام را اینجا بخوانید.

تغییر نگاه و دیدن عکاسانه

دیدن مجموعه عکس‌ها و دنبال کردن آن‌ها همانطور که اشاره کردم مصداق های متفاوتی را در نظر ما می‌آورد. همین امر موجب می شود که ما هم در دنیای بیرون یا دنیای ذهنی مان در جست و جوی مصادیق متفاوتی برای موضوع یا مفهومی باشیم و در نتیجه شیوه نگاه خود را بشناسیم و یا آن را تغییر دهیم و از زوایای دیگری به موضوع نگاه کنیم.

 

معمولا در نمایشگاه ها و گالری‌ها مجموعه عکس‌ های متفاوتی از عکاسان به نمایش درمی آید. بنابراین سر زدن به گالری ها می‌تواند قدم مناسبی برای شروع در این زمینه باشد.

پینوشتِ یک: اگر اینستاگرام مرا دنبال کنید در جریان هستید که من هر شب در استوری یک عکس خوب قرار می‌دهم. هفته پیش یک مجموعه عکس از Alex Timmermans را قرار دادم. سعی می‌کنم در کنار تک عکس‌های خوب، مجموعه عکس‌های جالبی که دنبال می‌کنم را آنجا بگذارم.

پینوشتِ دو: اگر استوری‌ها را از دست دادید، اشکالی ندارد:)

مجموعه عکسِ Storytelling از Alex Timmermans را برای آرشیو اینجا قرار می‌دهم.

 

 

 

 

 

 

 

سری مطالب نگاه عکاسان

نگاه عکاسان: تجربهٔ زندگی در قاب کیارستمی

 

عباس کیارستمی را عموما به عنوان یک فیلمسازِ چیره‌دست می‌شناسند، اما او علاوه بر فیلمسازی تجربه‌های عکاسی بی‌نظیری را در کارنامه‌ی خودش ثبت کرده‌ است. مجموعه عکس دیوار، سفید برفی، پنجره رو به حیات، کلاغ ‌ها و درخت‌ها از کارهای او هستند که مجموعه عکس دیوار او در پاریس نیز به نمایش درآمده است.(+)

کیارستمی معتقد است یک عکس، یک فیلم کوتاه است که دردسر‌های فیلم ساختن را ندارد. به آن معنی که عکاسی، کاری فردی است و عکاس دغدغه‌ای برای داشتن روایت و یک قصه از سوی مردم و تهیه کننده احساس نمی‌کند و از این رو جرأت و جسارت بیشتری در عکاسی دارد.(+)

کیارستمی در مصاحبه‌ای با محسن آزرم که در مقدمه کتاب «فیلم کوتاهی درباره دیگران» آمده است، می‌گوید فیلم‌هایش تصاویری هستند که او از زندگی می‌سازد، به عبارت دیگر او براساس تجربیات و مشاهداتش از زندگی فیلم می‌سازد. می‌توان نگاه تجربه‌گرای کیارستمی را به وضوح در فیلم‌هایش دید؛ از حسین سبزیان فیلم کلوزآپ تا دخترِ جوانِ فیلم مثل یک عاشق.

همین نگاه در عکاسی نیز به چشم می خورد؛ چنانکه در مصاحبه‌ای با خبرنگار صدای آمریکا(+) در زمان برپایی نمایشگاهش در پاریس گفته بود: اولین بار این سوژه است که عکاس را انتخاب می‌کند، او را وادار می‌کند که بایستد و عکس بگیرد و بعد از آن در جست‌وجوی عکس‌های دیگر با این موضوع باشد.

شاید بتوان نتیجه‌گیری کرد فیلمسازانی که علاوه بر فیلمسازی، عکاسی هم می‌کنند، قاب‌های فیلم‌هایشان را هم با دقت و ظرافت و بر اساس نگاه خود انتخاب می‌کنند. این در مورد کیارستمی کاملا گویاست، و مخاطب می‌تواند به راحتی در قاب کیارستمی، چه فیلم و چه عکس، تجربه و نگاه او به زندگی را درک کند.

در ادامه چند نمونه از عکس‌های عباس کیارستمی را برایتان انتخاب کردم:

 

 

 

 

 

 

 

سری مطالب نگاه عکاسان

کارآفرینی در عکاسی از نگاه اریک کیم

اریک کیم (Eric Kim) از عکاسان خیابانی شناخته ‌شده ایست که آوازه تکنیک‌ها و ترفندهای حرفه‌ای‌ اش در همه جای جهان پیچیده است. شاید بدین علت که می‌توان عکاسی خیابانی را جز دشوارترین ژانرهای عکاسی دانست  و هر نکته و سخنی می‌تواند شبیه یک چراغ، راهنمای این مسیر سخت باشد.

بسیاری از عکاسان بر این باور هستند که ۸۰ درصد عکاسی خیابانی جرأت و ۲۰ درصد آن تکنیک و ترفند است. اریک دو کتاب شناخته شده دارد که توسط نشر تیسا به چاپ رسیده است: عکاسی خیابانی با اریک کیم و ذن در هنر عکاسی خیابانی. کتاب اول او به بررسی تکنیک ‌ها و ترفند‌ها می‌گذرد و کتاب دوم او که هم اکنون آن را در دست مطالعه دارم، عکاسی خیابانی را از جهت نگرش ذهنی و درونی و مباحث فلسفی به بیانی ساده و روان  بررسی می‌کند.

مدتیست با وبسایت او آشنا شدم و مطالبش را مطالعه می‌کنم. هفته پیش یک مقاله انگلیسی از او درباره راهنمای کارآفرینی در عکاسی دیدم که ۴۱ صفحه بود. با اینکه ترجیح من خواندنِ متونِ انگلیسی بلند نیست اما همان لحظه شروع به خواندن کردم و هرچه بیشتر پیش می‌رفتم اشتیاقم بیشتر می‌شد. نثر وی بسیارساده و روان است و علاوه بر این یک مزیت طلایی دارد. نوشته‌های او چه در کتاب و چه در وبسایت معمولا از نوت‌های کوچکی تشکیل شده که همین امر کار خواندن را آسان‌تر می‌کند. در ابتدای کتاب ذن در هنرعکاسی خیابانی می‌گوید نیازی نیست که این مطالب را پشت سرهم بخوانید، می‌توانید از هرجای کتاب شروع کنید و هر قسمتی را که دوست داشتید مطالعه کنید.

در مقاله‌ی او نیز همین روند طی شده، یعنی مقاله از چند فصل تشکیل شده و هر فصل به زیرفصل‌های کوچکتری تقسیم می‌شود. اگرچه که در نوشته‌هایش بسیار صریح صحبت می‌کند اما این صراحت و آزادی بیان دوطرفه بوده و نه تنها آزاردهنده نیست بلکه توجه خواننده را بیشتر جلب می‌نماید.

در این مقاله که او به طور تخصصی‌تر به راهکارهایی برای کارآفرینی می‌پردازد در همان ابتدای امر تاکید می‌کند که این شرایط و مشکلات چیزهاییست که من در پیش روی خودم می‌بینم و بنابراین راه‌ حل‌ها و راهکارهای ارائه شده مختص من هستند و ممکن است برای شما هم بتواند مفید باشد. در واقع او اهمیت این مساله را در جای جای نوشته‌اش تکرار می‌کند و به عبارت عامیانه تر آب پاکی را همان ابتدا روی دست مخاطبش می‌ریزد.

در مقدمه‌ی مقاله راهنمای کارآفرینی، اریک کیم مروری بر روندهایی که پیش روی خودش می‌بیند دارد و پس از آن به شرح نیازهای خودش می‌پردازد و در نهایت ترجیحاتش برای انتخاب دوربین عکاسی و راهکارهایی که برایش در زمینه کارآفرینی مفید هستند را بیان می‌کند. و در ادامه مقاله به صورت گام به گام تجربیات خودش را ارائه می‌کند.

اریک کیم منتقد جدی شبکه‌های اجتماعیست و در مقاله‌اش به نکات جالبی در این زمینه اشاره می‌کند. از جمله اینکه شبکه های اجتماعی آزادی را از شما می‌گیرند. و شما برده لذت لحظه‌ای لایک‌ها و کامنت‌ها خواهید بود یا اینکه در ترتیب مطالبی که برای شما نشان داده می‌شود یا تبلیغاتی که برایتان به نمایش گذاشته می‌شود دخالتی ندارید. شاید بتوان گفت مهمترین مساله‌ای که اریک کیم را به کارآفرینی سوق داده است، عدمِ آزادی در انتخاب آن چیزی است که خودش می‌خواهد. به همین علت او ترجیح می‌دهد وبسایت داشته باشد و عکاسان را به داشتن یک وبسایت شخصی و کسب و کار آنلاین تشویق می‌کند.

اگرچه که او منتقد شبکه‌های اجتماعیست اما استفاده از آن‌ها را برای توسعه کسب و کارش مفید می‌داند. همچنین اریک معتقد است شما باید رسانه خودتان را بسازید. تاکید وی بر ساخت وبسایت ‌هم از همین جهت است. اریک کیم در وبسایتش علاوه بر قسمتی که در آن مقاله‌هایش را منتشر می‌کند، بخش دیگری را به تجربیات خودش و همچنین فروش محصولات و کتاب‌ها و دفترچه‌های کوچکِ مخصوصِ عکاسی خیابانی که با کمک همسر و خواهرانش طراحی کرده اختصاص داده است.

در پایان فکر می کنم اریک کیم را می‌توان از عکاسان حرفه ای در شاخه خودش به شمار آورد که آینده نگری تحسین برانگیزی دارد. شاید این نقل قول از او که در همین مقاله بعد از انتقاد صریحش از شبکه‌های اجتماعی  بیان می‌کند به عنوان حسن ختام ایده خوبی باشد:

 

“There is no real enemy. The only enemy is ourselves”

 

 

سری مطالب نگاه عکاسان

نگاه بی‌آلایش کیارنگ علایی

کیارنگ علایی از عکاسان چیره دست وکم نظیر معاصر است. او علاوه بر عکاسی در نویسندگی و فیلمسازی نیز تبحر دارد. او که متولد سال ۱۳۵۵ هجری شمسیست تا کنون موفقیت‌ها و افتخارات و تألیفات و تجربه‌های متعددی را در کارنامه خود ثبت کرده است. نیازی به توضیح دستاوردهای او در زمینه عکس و کتاب و مقاله و فیلم نیست، چرا که با یک جست و جوی ساده به انبوهی از آن ها برمی‌خورید. اما در میان همه آن‌ها، شیوه معرفی کیارنگ علایی از خودش در وبسایت رسمی‌اش جالب توجه است:

«در دوران به روز شدن سریع اطلاعات و دسترسی آسان به علوم، تشنه دانستن، کنار زدن جهل، و هنرجوی مدام هستم. لذا خواهشمندم از به کاربردن کلمه نامنوس “استاد” در مورد من پرهیز فرمایید»

من در این جمله‌ها تواضعِ ساختگی نمی‌بینم، بلکه صداقت و یکرنگی او را با مخاطب درمیابم. او کسی است که با تمام محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌هایی که در دوران حاضر به عکاسی وارد می شود، اقدام به برگزاری جشنواره خانه ملی دوست می‌کند. جشنواره‌ای که در آن برای تمام عکاسان این امکان فراهم شده است که یک اردوی عکاسی از صحن مقدس رضوی را داشته باشند. این فرصت برای عکاسان تازه کار که به شبکه های خبری متصل نیستند، کاری دشوار وغیر قابل دسترسی به نظر می‌رسد.(+)

علاوه بر این داوری‌هایشان آنچنان حرفه‌ای و بر مبنای اصول و قواعد است که استاد اسماعیل عباسی او را ذوالفنون نامیده‌است. (+)

به وبسایت او که سری بزنید، علاوه بر عکس‌های ساده، زیبا و بی‌آلایشش از نوشته‌های بسیار قابل تامل و حیرت‌انگیزی او حظ می‌برید و همین می‌شود که ساعت‌ها در نوشته‌هایش غرق می‌شوید. پیشنهاد جدی دارم که حتما این کار را بکنید و خود را در معرض نسیم صمیمانه‌ای که از تک تک فریم ها و واژه‌هایش برمیخیزد قرار دهید.

با هم چند نمونه از کارهای ایشان را می‌بینیم:

 

 

 

 

 

 

سری مطالب نگاه عکاسان

شادی قدیریان عکس هایش را می‌سازد

صفحه وبسایتش را که باز می کنی، از همان ابتدا متوجه می‌شوی با یک عکاس ویژه روبرو هستی. شادی قدیریان از عکاسان نامدار معاصر است که ردپای نگاهِ منحصربه فرد و مفهومی اش را می‌توان در ظاهر خانه الکترونیکی اش و در بدو ورود به خوبی مشاهده کرد.

او که از شاگردان استاد بهمن جلالی به شمار می‌رود، نمایشگاه ها و گالری های متنوعی را در ایران و جهان به نمایش گذاشته است. شادی قدیریان با استفاده از صحنه پردازی‌های متفاوت عکس هایش را خلق می‌کند. دیدگاه مفهومی و انتقادی او در مجموعه عکس هایش کاملا مشهود است. وی در مصاحبه اش با سایت عکاسی اشاره کرده بود که پروژه عکاسی مجموعه مربع سفید تنها هفت روز به طول انجامید اما یک سال و نیم برای موضوع آن وقت صرف کرد و تک تک کادربندی‌ها و قاب‌ها را در ذهنش پیدا کرد و در نهایت چیدمان آن را انجام داد.(+)

در میان مجموعه آثار شادی قدیریان ، مجموعه‌ی زنان قاجار شهرت جهانی دارد. در این مجموعه او با نشان دادن زنان درحالیکه پوشش قاجار و سنتی دارند و در دست یا اطرافشان ضبط صوت، گیتار و یا سایر ابزار آلات مدرن وجود دارد احساس آشفتگی و سردرگمی میان سنت و مدرنیته را بازتاب داده است.

مجموعه دیگری از او که چنین نگاه انتقادی تند و تیزی در آن دیده می‌شود، مجموعه غرب از شرق است.

به نظر من شادی قدیریان بیش از آنکه عکس بگیرد تصویر را می‌سازد. او دغدغه‌ای در ذهنش دارد و فکر می‌کند که چگونه آن را به دیگران نشان دهد. هرچند که بعد از خلق و ساخت عکس ها مخاطب را آزاد می گذارد تا برداشت خودشان را از عکس هایش داشته باشد.

در ادامه چند نمونه از کارهای او را می‌بینیم:

 

 

از مجموعه زنان قاجار
از مجموعه زنان قاجار
از مجموعه زنان قاجار

 

از مجموعه هیچ هیچ

 

از مجموعه شاپرک خانوم

 

از مجموعه غرب از شرق

 

از مجموعه رنگی باش

 

 

عکاسِ آسمان شب

بابک امین تفرشی از منجمان و عکاسان نجومی برتر در زمینه آسمان شب است که کمتر کسی نام او را نشنیده است. او در دوران نوجوانی‌اش هنگامی که ماه را با تلسکوپ مشاهده کرد، به این حوزه علاقه‌مند شد و بعد از آن مسیر زندگی‌اش را به سمت دروازه‌های آسمان تغییر داد.

او از همان ابتدا به تألیف، ترجمه و ویرایش کتاب‌های بسیاری در این زمینه پرداخت و چند سالی سردبیر ماهنامه نجوم بود. بعدها با پیشرفت در این حوزه با نشریات بین‌المللی مانند نشنال جئوگرافی و ماهنامه اسکای اند تلسکوپ همکاری‌اش را آغاز کرد که تا کنون نیز ادامه دارد.

همچنین در سال ۲۰۰۹ جایزه عکاسی علمی از سوی بنیاد لنارت نیلسون به وی اهدا شد.(+)

بابک تفرشی مدیر و موسس پروژه بزرگ جهان در شب (TWAN (The World At The Night است که با هدف ایجاد ارتباط بین هنر، مردم و علم راه‌اندازی شد. در این پروژه او به همراه ۳۵ عکاس دیگر از نقاط مختلف دنیا عکس‌هایی را گردآوری می کنند.

 در پروژه جهان در شب نه تنها آسمان به عنوان یک منطقه دور از دسترس و ایزوله شده نشان داده نمی‌شود، بلکه پیوند زمین و آسمان به زیبایی و شکوه هرچه تمام تر به تصویر کشیده می‌شود.در این عکس‌ها آسمان شبِ مناظری را می‌بینیم که در روز با آن ها آشنایی داریم و شاید گمان نکنیم که این منطقه در شب چه شگفتی‌هایی به دنبال خودش می‌آورد.

در ادامه چند تا از بهترین عکس‌های بابک امین تفرشی را که از سایت TWAN انتخاب کردم می بینید:

 

راه شیری در کنار مریخ، زحل و قلب‌العقرب در  Alabama Hills of California

غروب هلال ماه در بوستون

برج فانوس دریایی در یک شب مهتابی در

سواحل شمالی سیدنی با استفاده از لنز فیش‌آی

شفق قطبی در جاده در سفر به ایسلند

 

 

اینستاگرام بابک تفرشی

قسمت اول عکس‌لاگ در رابطه با آسمان شب بود که چند عکس از بابک تفرشی در آنجا انتخاب کردم.

سری مطالب نگاه عکاسان

 

نمایشگاه یک تکه زندگی

نمایشگاه یک تکه زندگی به کوشش پرهام دیده‌ور در گالری ایوان برگزار شد. در این نمایشگاه که به مناسبت تولد ۷۷ سالگی استاد عباس کیارستمی تدارک دیده شده بود، ۷۷ هنرمند ۷۷ تکه از زندگی را خلق کردند.

کاوه گلستان، هنگامه گلستان، صابر ابر، حمید جانی‌پور، پرهام دیده‌ور، کیارنگ علایی، اسماعیل عباسی، حسن غفاری، رضا کیانیان و دیگر هنرمندان از جمله کسانی بودند که در این نمایشگاه آثارشان به نمایش درآمد.

وقتی وارد نمایشگاه شدم چهره عباس کیارستمی اولین نگاهی بود که مرا در آستانه ورود میخکوب کرد.

در ادامه به نوشته های پرهام دیده‌ور، ابراهیم حقیقی و دیگران برخوردم که از عباس کیارستمی و نگاهش به دنیا و حسرتشان برای بودن با او در جشن تولد هفتادوهفت سالگی اش گفته بودند. این نمایشگاه ادای دِینی بود به او در سالروز تولدش.

ابراهیم حقیقی در جایی از عباس کیارستمی چنین نقل کرده بود:

«آنقدر راه بروید که خسته زانوهایتان را بچسبید و به شمارش نفس‌هاتان گوش دهید. بعد، کتاب شعری دست بگیرید. به زندگی فکر کنید، به جایگاهتان در این دنیا. به درماندگی‌هاتان بیاندیشید.»

«تنهایی از همیشه برایم مهم‌تر شده است. خودم را در موقعیت‌هایی می‌یابم که با ضرورت‌های شهر کنار نمی یابد. برای همین، طبیعت بدون انسان برایم یار پرقدرتی شده است. جانم به سوی فضاهای باز کشیده می شود. وقتی که به راستی متوجه می شوی که چقدر در مقابل طبیعت ناچیزی، که حق محفوظی نداری، انتظاراتت فروکش می کند.دیدگاه انسان دگرگون می شود. میل به نوع خاصی از پیشرفت ناپدید می شود.»

در ادامه می رفتم و به این حرف ها فکر می کردم. چنین به نظرم رسید که بی تکلفی و سادگیِ نگاه‌های خلق شده، همان چیزی را القا کرده که مخاطب برای اولین بار در برخورد با عنوان این نمایشگاه آن را طلب می کند. این نگاه‌ها دنباله‌رو نگاهی بودند که ارزش یک تکه زندگی را برایمان آشکار کرده است.

راهش پررهرو باد.

در ادامه عکس هایی از این نمایشگاه میگذارم:

این نمایشگاه تا ۳۰ تیر در گالری ایوان به آدرس الهیه، خیابان مهدیه، خیابان جبهه، خیابان لسانی، بن بست حمید، پلاک ۱ دایر است. همچنین درآمد حاصل از فروش آثار برای حمایت از بنیاد کودک درنظر گرفته شده است.

پینوشت: تصویر ابتدایی اثر عباس کیارستمی است.