دسته: از سوال‌ها

چرا عکس می‌گیرید؟ ۱۲ پاسخ جالب!

امروزه این سوال را نه تنها از عکاسان بلکه فکر می‌کنم از هر شخصی می‌توان پرسید. چه اینکه به مدد تکنولوژی موبایل‌هایی در دسترس ماست که علاوه بر توانایی پردازش های قوی، بسیاری از تنظیمات دوربین‌های دیجیتال را در خودشان گنجانده‌اند.

اریک کیم در وبسایت خودش بخشی به عنوان تالار گفت و گو دارد که در آن سوال‌هایی می‌پرسد و بحث‌هایی شکل می‌گیرد. یکی از آن سوال‌ها که امروز توجهم را جلب کرد این سوال بود:

چرا عکس می‌گیرید؟

برخلاف تصورم، تنوع جواب‌ها به این سوالات بسیار زیاد بود. هر شخصی به فراخور تجربیاتش نکاتی آموخته بود که آن‌ها را بدون سانسور نوشته بود. تصمیم گرفتم برخی از پاسخ‌هایی که برایم جذاب و چشمگیر بودند را برای شما اینجا بگذارم. شما هم اگر دوست داشتید برایم بنویسید چرا عکس می‌گیرید.

۱- من عکس می‌گیرم تا خودم را ابراز کنم، بدون محدودیت و تعصب.

۲- من عکس می‌گیرم برای اینکه از ناحیه امن خودم خارج بشوم.

۳- من عکس می‌گیرم برای اینکه لحظه‌های رویایی با پسرم بگذرانم.

۴- من عکس می‌گیرم برای اینکه از افسردگی رها بشوم.

۵- من عکس می‌گیرم برای اینکه یک روز خسته کننده را به یک روز خاص تبدیل کنم.

۶- من عکس می‌گیرم برای اینکه کنجکاوی‌ام را دنبال کنم.

۷- من عکس می‌گیرم تا به مردم نشان دهم در هر چیز کوچک در این جهان زیبایی نهفته است، تنها کافیست متفاوت ببینیم.

۸- من عکس می‌گیرم تا جهانی که در ذهنم هست را خلق کنم.

۹- عکاسی روزنه ای برای خلاقیت من است و بوسیله‌ی آن می‌توانم با دنیا ارتباط برقرار کنم.

۱۰- من عکس می‌گیرم تا در لحظه باشم، تا درونم را بهتر دریابم، نگاهم به دنیا و ارزش‌هایم را بشناسم و به جای آن‌که تماشاگر زندگی باشم، آن را به طور کامل تجربه ‌کنم.

۱۱- من عکس می‌گیرم تا به مردم کمک کنم از عزیزانشان قدردانی کنند. (اریک کیم)

و پاسخ من:

۱۲- من عکس می‌گیرم تا دنیای خودم را بهتر و دقیق‌تر بشناسم. تا نگاه خودم را کشف کنم و آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. معتقدم عکس‌ها آیینه روح عکاس هستند.

 

 

معیار عکس خوب چیست؟

اخیرا نمایشگاهی با عنوان «مزامیر سکوت» در گالری هپتا برپاست. در این نمایشگاه ۳۸ عکس از ۱۳ عکاس به کوشش کیانا فرهودی برگزیده شده اند. ایده اصلی این عکس‌ها سکوت و حضور است.

به گفته کیانا فرهودی: «عکس‌های این نمایشگاه بیش از آنچه درباره‌ سکوت باشند درباره‌ حضور‌اند، درباره‌ ردی که از هر فرد باقی می‌ماند، درباره‌ اتفاقاتی که پیش از لحظه‌ گرفته شدن عکس در کادر عکاس رخ داده‌ و حالا تنها اثری از آن اتفاق باقی مانده است. لیوانی که رها شده، کمدهای قدیمی، زمین‌های بازی و کلاس‌های درس و به طور کلی اثری شبح‌وار از حضوری انسانی که می‌تواند اتاق را برای لحظه‌ای یا حتی برای همیشه ترک کرده باشد.»

هفته پیش بعد از کلاس فتوشاپ تصمیم گرفتم سری به این نمایشگاه بزنم و حداقل چند عکس خوب ببینم. صریح بگویم صرف نظر از اینکه چه قدر عکس ها خوب است یا نه، آن ها را دوست نداشتم. به نظرم به جز پنج یا شش عکس باقی عکس ها اصلا متناسب با موضوع نمایشگاه نبودند. گویا کالکشنی بودند که برچسب سکوت و حضور را به اجبار به آنها چسبانده اند.

عکس‌ها ساده بودند، پیچیده نبودند اما سادگی‌شان زیبا نبود. به عبارت دیگر برای مخاطب گیرا نبود و من را به ایستادن و دقیق نگاه کردن دعوت نمی‌کرد. بلکه برعکس هر چه بیشتر می خواستم بایستم احساس می‌کردم وقتم تلف می‌شود و سریع از آنها می گذشتم.

علاوه بر این قطع هایی که برای چاپ برخی عکس ها به کار گرفته شده بود، توی ذوق می زد. در یک قاب تقریبا ۳۰ در ۲۰ یک عکس حدودا ۵ در ۳ آن وسط خودنمایی می کرد که به نظر من چشم نواز نبود.

معیار خوب بودن یک عکس چیست؟

این سوال مدتیست ذهنم را درگیر کرده است. آیا اینکه یک عکس را پربیننده بدانیم، صرف نظر از اینکه عکاس تا چه اندازه به قواعد و اصول توجه کرده است، یعنی آن عکس خوب است؟ یا اینکه عکسی خوب است که قواعد و معیارهای هنرشناسانه در آن رعایت شده باشد؟ در طول تاریخ برای هر دو این‌ها مثال هست.

در بسیاری از کلاس‌ها بر روی قواعد ترکیب بندی تاکید فراوان می‌کنند. اینکه نگاه شما باید تربیت شود. باید قواعد آنچنان ملکه ذهنتان بشود که ناخودآگاه آنها را رعایت کنید. اما چه بسیار عکس‌هایی که از این قواعد پیروی نکرده‌اند و در طول تاریخ محبوب بوده‌اند. آیا پربیننده بودن دلیلی بر خوب بودن یک عکس است؟ نظر شما چیست؟ از نظر شما چه عکسی خوب است؟ چه چیزی در عکس وجود دارد که وقتی آن را می‌بینید به نظرتان عکس خوبی می‌آید و تحسینش می کنید؟ ممنون می‌شوم نظراتتان را در کامنت برایم بنویسید.